گفتم دوستت دارم. زود برگرد. خندید. صدای خندهاش در سرم پیچید. راستش یاد ان شب و روز لعنتی اول سال افتادم. نمیدانم تحمل رفتن و برای همیشه رفتن پ را دارم یا نه. حس میکردم این غم سنگین است. حس میکردم چقدر فضای خیابانها خفهکننده میشود وقتی آدم کسی را از دست میدهد .
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 30 مهر 1401 ساعت: 10:24
دوست دارم خیلی کامل زبان یاد بگیرم. برای درس خواندن از ایران بروم. برای خودم اشپزخانهی جذابی بسازم و اشپزی را جدی و حرفهای دنبال کنم. میخواهم در یوگا و نوشتن حرفهای شوم. خودم را دوست دارم. به هرحال ادم با امید زنده است. اسم ستاره را به امید تغییر بدهم ناراحت نمیشوید؟ همین حالا حس کردم این زیباترین کلمه است، زیباترین نام.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 26 مهر 1401 ساعت: 18:50
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 26 مهر 1401 ساعت: 18:50
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 22:49
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 22:49
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 22:49
دیشب کباب تابهای درست کردم. فکر کردم بعد از کار با پ ناهار میخورم. پ تنهایی کباب تابهای را خورد. به کسی فکر نکن، نگران کسی نباش، فقط از خودت مراقبت کن.
کمی روی ترجمه کار کردم و هفتصد هشتصد کلمه نوشتم. راستش خستهام. احتیاج به خواب و استراحت دارم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 14:58
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 14:58
دیشب فیلمها و خبرها را دیدم. خوابم نمیبرد. دلشوره دستبردار نبود. همین حالا هم سردرد عصبی دارم. خانم میفرمایند زن، زندگی، آزادی جنسیتزده و ضد زن است. برای بودنِ همهی متخصصنماهای قلابی. با فوق لیسانس قلابی و خواندن چند کتاب نصف و نیمه نمیشود سیمون دوبوار و سوزان سانتاگ شد. انقدر خشم دارم که میتوانم تو یکی را با دستهای خودم خفه کنم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: سه شنبه 12 مهر 1401 ساعت: 14:58
برای خودم. و همهی محدودیتهایی که باعث شد تا بیست و دو سالگی چادر اجباری روی سرم باشد. برای بیست و چندسالی که نتوانستم حتی بدون چادر از خانه بیرون بروم. برای رویای چادری نبودن. برای طرد شدن بهخاطر کنار گذاشتن چادر و فکرهای محدودکننده. برای مبارزهی هر روزه بهخاطر استقلال. برای تفکر خانوادهی مادری که دختر داشتن را خوب نمیدانست.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: شنبه 9 مهر 1401 ساعت: 18:39
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: پنجشنبه 7 مهر 1401 ساعت: 12:24
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: پنجشنبه 7 مهر 1401 ساعت: 12:24
شاید باید پ را درک کنم، راه خودم را بکشم بروم. زندگی خودم.
هر ادمی باید دلخوشیهای خودش را پیدا کند. دلخوشیهای عمیق و محکم خودش. دلخوشیهای شخصی خودش. الان وقت نوشتن این حرفهاست؟ میدانم که نیست و آشوبِ این روزها نشسته در عمق وجودم. بعد از مدتها خوشی مضطربم، نگرانم و غم دارم.
برچسب: نویسنده: دانیال امینی تاريخ: دوشنبه 4 مهر 1401 ساعت: 2:35